كمال الدين حسين بن حسن خوارزمي

مقدمهء كتاب 49

ينبوع الأسرار في نصايح الأبرار ( فارسى )

آن در متن كتاب ( ص 200 ) نام برده ، شرح قصيدهء برده و از مؤلّف باشد خطاست و شايد كتاب ديگرى است از مؤلّفى ديگر ، كه شناخته نشد . ديوان اشعار - از آثار ديگر كمال الدّين خوارزمى ، ديوان اشعار اوست ، مشتمل بر غزلها و قصايد و ترجيعات با مضامين دلكش عارفانه در كمال لطف و زيبايى ، و سرشار از معانى دقيق و نكته‌هاى باريك با بيانى شيرين و شورانگيز ، نزديك به پنج هزار بيت . اين ديوان تاكنون سه نوبت به چاپ رسيده « 1 » و به نام « ديوان منصور حلّاج » شهرت يافته است كه البته هيچ ارتباطى با منصور حلّاج يا حسين بن منصور حلّاج عارف مشهور مقتول به سال 309 هجرى ندارد . و اين خود يكى از خطاهاى فاحش و ستمهاى بارزى است در ادبيات فارسى ، كه نظاير ديگرى هم براى آن مىتوان يافت . « 2 » ناگفته نماند كه اين مجموعه از اشعار او كه به نام منصور حلّاج طبع و نشر گرديده ، شامل كليّهء اشعار او نمىباشد . چه در كتاب حاضر - ينبوع الاسرار - گاه به پاره‌اى از اشعار برمىخوريم كه به‌طور قطع از آن مؤلّف است ولى در ديوان او ديده نمىشود . همچنين غالب قصايدى را كه در نعت و منقبت رسول اكرم و شاه اوليا و حضرت رضا ، عليهم اجمعين سلام اللّه ، سروده ، يا اشعارى را كه در مدح و مرثيت غياث الدّين شاه ملك و فرزندش به نظم آورده در اين ديوان نمىبينيم و حال آنكه به وجود چنين اشعارى از او بنا به مندرجات ساير آثار و تأليفاتش « 3 » يقين و اطمينان داريم . و آن‌گاه مجموعه‌اى ديگر از اشعار او مشتمل بر حكايات و مطالب پندآميز و عارفانه كه در قالب مثنوى و به بحر متقارب سروده است جدا از اين ديوان مىباشد كه آن را « كنوز الحقائق فى رموز الدّقائق » ناميده و از آن جداگانه سخن رفت . مرتبهء او در شاعرى از لحاظ عرفان و بيان مضامين عارفانه و عشقى ، گاه در مقامى بسيار بالا و والاست و بر روى هم مىتوان او را در رديف سخنوران عارف و آگاه قرار داد . تحفة الابرار فى افضل الاذكار - نسخهء اين كتاب هم در جايى ديده نشده و نام آن نيز

--> ( 1 ) . نخستين بار در هند و دو بار ديگر در ايران . ( 2 ) . علاقه‌مندان براى مزيد اطّلاع رجوع فرمايند آيه مقاله‌اى تحت عنوان « ديوان منصور حلّاج از كيست » مندرج در مجلهء دانشكده ادبيّات دانشگاه تهران شمارهء مخصوص گروه زبان و ادبيّات فارسى . ( 3 ) . ر . ك : به نصيحت‌نامهء شاهى و مقصد الاقصى و نيز ر . ك : به ص 47 مقدّمهء در شرح نصيحت‌نامهء شاهى .